محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

531

تحفه خانى ( فارسى )

و روغن زيت و نشانيدن مريضه در آبهاى گرم كه درو مثل بابونه و خطمى و اكليل الملك و مرزنجوش و نمام و برگ كرم و برگ چقندر و برگ صعتر و صعتر درو جوشيده باشد و خرقه كتان به اين آبها نيز تر كرده بسوراخ بينى بايد فرستاد تا موجب عطسه شود كه اين علاج در سرعت وضع تجربه يافته است و بوقت آمدن عطسه دهن و بينى را محكم بايد گرفت كه در سرعت ولادت دخل تمام دارد زيرا كه قوت از عطسه تمام مصروف به داخل مىشود و جهد مصروف بوقوع ترخى و طلق كه مراد درد حادث مريضه را به قوت زائيدن است بايد داشت و يا جلّاب از مشكطرامشيع كه نوعى از فوتنج است و پرسياوشان از هريك دو مثقال و قند سفيد هفت مثقال مجموع بروجه مذكور ترتيب داده نيم‌گرم اختيار بايد كرد و يا سم استر در شيب عليله دود بايد كرد كه بزود خلاص مىشود يا وسخ خانه خطاف كه فراشتك است دو مثقال در آب گرم قدرى حل كرده بايد داد كه موجب سهولت ولادت است و جميع اطباى قديم و جديد را اتفاق است و امّا در آن قسم كه سبب فربهى و بزيادتى شحم باشد علاج خوبانيدن حامله به شكم و هر دو زانوى او را تكليف بايد كرد بشيب ران خود قريب سازد و بر رحم عليله روغنهاى ملينه بايد ماليد مثل روغن كدو و بنفشه و نيلوفر و روغن پيه بط و پيه مرغ و مغز استخوان گاؤ با موم گداخته و روغن بنفشه نيز در آن خلط كرده بر رحم و ميان شكم چرب بايد كرد و اگر سبب عسر ولادت هواى سرد باشد كه بواسطه آن طريق رحم را كثافت حاصل شده باشد و مانع از خروج فرزند باشد و علاج درين مقام گرم ساختن حوالى ميان و قطن عليله است بخرقها گرم كرده و درآوردن بحمام و آبهاى گرم ملايم مرخى اعضا بر عليله ريختن و در آبها كه در آن مثل بابونه و اكليل و خطمى طبخ كرده باشد نشانيدن و غذا از